یه روز پسرم دستش سوخته بود:((((((
دست پسری مامان خورد به سر قابلمه یه کمی سوخت.دل مامان بیشتر از دست پسری سوخت 
اما خداییش گریه سالار هم بامزه بود دلم نیومد عکسهاشو نذارم

واییییییییییییییییییییییییییییییییییی

الهی بمیرم واسه گریه هات

ای جان

و مشکل با کمی یخ داره حل میشه

پسر مامان از بس که پسر خوبیه نه اینکه زیاد گریه نمیکنه
خواستم از گریه کردنش هم خاطره بمونه 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یه روز پسرم دستش سوخته بود:(((((( 



